تبلیغات
دل نوشته های یك معلم
سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند
دل نوشته های یك معلم
شنبه 10 فروردین 1392 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 13 دی 1394 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی

دید کلی

وقتی که صحبت از مفهوم انرژی به میان می‌آید، نمونه‌های آشنای انرژی مثل انرژی گرمایی ، نور و یا انرژی مکانیکی و الکتریکی در شهودمان مرور می‌شود. اگر ما انرژی هسته‌ای و امکاناتی که این انرژی در اختیارش قرار می‌دهد، آشنا ‌شویم، شیفته آن خواهیم شد.
http://www.parsine.com


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 4 دی 1394 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی
مذاکرات ژنو
 

گروه ۵+۱ (که به صورت گروه پنج به علاوه یک خوانده می‌شود) از پنج عضو شورای امنیت سازمان ملل (آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) و آلمان تشکیل شده‌است. دلیل نامگذاری این گروه، حضور پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه کشور آلمان است.

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 2 مهر 1394 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی
رئیس جمهور پرسش مهر امسال را درباره‌ی فرصت‌های تازه پیش روی کشور پس از توافق هسته‌ای مطرح کرد.
حسن روحانی

  به گزارش سایت پی ان یو نیوز حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی صبح امروز در مراسم آغاز سال تحصیلی ۹۴-۹۵ در دبستان پسرانه باقرالعلوم منطقه ۱۴ تهران پرسش مهر امسال را این گونه مطرح کرد: به نظر شما دانش آموزان عزیز که سرمایه اصلی کشور ما هستید بعد از انجام توافق هسته‌ای با شش قدرت بزرگ دنیا چه فرصت‌های تازه‌ای پیش روی ما گشوده شده است؟

وی افزود:‌ به نظر شما از لحاظ علم و فناوری، محیط کار، اقتصاد روابط ما با همسایگان و دنیا شرایط بهتر در زندگی حل مشکلات محیط زیست، آب، خاک، جامعه، اشتغال و جوانان ما بعد از پایان تحریم و ماه‌های آینده فرصت پیش روی ما چیست و چگونه باید از این فرصت استفاده کنیم؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



مقایسه تحصیلات تیم مذاکره کننده در دولت روحانی و احمدی نژاد
ﺗﯿﻢ ﻗﺒﻠﯽ:

ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ: ﺳﻌﯿﺪ ﺟﻠﯿﻠﯽ (ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻼﻣﯽ و علوم سیاسی / ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ)

ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺭﺷﺪ: ﻋﻠﯽ ﺑﺎﻗﺮﯼ (ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ معارف اسلامی و ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ / ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ)

ﻣﻌﺎﻭﻥ : ﻣﺤﻤﺪ ﻫﺎﺩﯼ ﺯﺍﻫﺪﯼ ﻭﻓﺎ ( ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻭ ﺭﺋﯿﺲ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ
ﺻﺎﺩﻕ)


 ﺗﯿﻢ ﻓﻌﻠﯽ؛

ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ: ﻣﺤﻤﺪ ﺟﻮﺍﺩ ﻇﺮﯾﻒ (ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ/ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺩﻧﻮﺭ/ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ)

ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺭﺷﺪ: ﻋﺒﺎﺱ ﻋﺮﺍﻗﭽﯽ (ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺳﯿﺎﺳﯽ/ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﮐﻨﺖ/ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ )

ﻣﻌﺎﻭﻥ : ﻣﺠﯿﺪ ﺗﺨﺖ ﺭﻭﺍﻧﭽﯽ (ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﻋﻠﻮﻡ ﺳﯿﺎﺳﯽ/ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﻥ/ ﺳﻮﺋﯿﺲ )

دو عضو جدید:

ﺟﻤﺸﯿﺪ ﻣﻤﺘﺎﺯ ( ﺩﮐﺘﺮﺍﻯ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﻋﻤﻮﻣﻰ / ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﺎﺭﯾﺲ)

ﺍﻣﯿﺮﺣﺴﯿﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻧﯿﺎ ( ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺟﺰﺍﯾﯽ /ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ )





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 31 خرداد 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی
یادت باشه تا خودت نخوای هیچ کس نمی تونه زندگیتو خراب کنه.
یادت باشه که آرامش رو باید تو خودت پیدا کنی.
 یادت باشه خدا همیشه مواظبته.
 یادت باشه همیشه ته قلبت یه جایی برای بخشیدن آدما بگذاری.
 منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش... اشک هایت را با دست های خودت پاک کن، همه رهگذرند.
زبان استخوانی ندارد اما آن قدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند، مراقب حرف هایمان باشیم.
گاهی در حذف شدن کسی از زندگیتان حکمتی نهفته است ، این قدر اصرار به برگشتش نکنید.
زندگی کوتاه نیست، مشکل این جاست که ما زندگی را دیر شروع می کنیم.
دردهایت را دور نچین که دیوار شوند، زیر پایت بچین که پله شوند.
هیچ وقت نگران فردایت نباش، خدای دیروز و امروزت، فردا هم هست.
ما اولین دفعه است که تجربه بندگی داریم ولی او قرن هاست که خداست.

فردایتان پر از توفیق بندگی باد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی

      

  بالاترین آرزویم برایت این است :


                     حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد


http://img1.tebyan.net/Big/1392/09/5520921990213187016655200184311524713835.jpg




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی

یكی بود یكی نبود چهارشمع به آهسته گی می سوختند و در محیط آرامی صدای آن ها به گوش می رسید. شمع اوّل گفت: من صلح و  آرامش هستم امّاهیچ كس نمی تواند شعله ی مرا روشن نگه دارد. من باور دارم كه به زودی می میرم. سپس شعله ی صلح و آرامش ضعیف شد، تا به كلی خاموش شد. شمع دوّم گفت: من ایمان هستم، برای بیش ترآدم ها دیگر در زندگی ضروری نیستم پس دلیلی وجود ندارد كه روشن بماند سپس با نسیم باد ملایمی ایمان نیزخاموش گشت. شمع سوم با ناراحتی گفت: من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم كه روشن بمانم انسان ها من را درحاشیه ی زندگی خود قرارداده اند و اهمیت مرا درك نمی كنند آن ها مرا فراموش كرده اند كه به نزدیك ترین كسان خود عشق بورزند طولی نكشید كه عشق نیزخاموش شد. ناگهان كودكی وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را دید چرا شما خاموش شده اید؟ شما قاعدتا باید تا آخر روشن بمانید سپس گریه كرد. آن گاه شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانی من وجود دارم ما می توانیم بقیه شمع ها را روشن كنیم من امید هستم با چشمانی كه ازاشك وشوق می درخشید كودك شمع امید را برداشت و بقیه ی شمع ها را روشن كرد. نور امید هرگز اززندگیتان خاموش مباد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 3 خرداد 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی

بیشترین خود خواهی یك كلمه یك حرفی است، )I مناز آن بپرهیز .

بیشترین خرسندی یك كلمه دو حرفی است، ) Weما) از آن استفاده كن.

 زهرآگین ترین چیزیك كلمه سه حرفی است،  Eco (گذشته ( آن را از بین ببر.

پر استفاده ترین چیز یك كلمه چهار حرفی است، Love (عشق) برای آن ارزش قایل شو.

بهترین قدر دانی یك كلمه پنج حرفی است، ) Smile لبخند) آن را نگهدار.

سریعترین چیز كه گسترش پیدا می كند یك كلمه شش حرفی است، Rum our (شایعه) آن را در نظر نگیر.

سخت ترین كار یك كلمه هفت حرفی است،  Success (موفقیت) آن را به دست آور .

رشك آورترین چیز یك كلمه هشت حرفی است، ) Jealousyحسادت) از آن فاصله بگیر.

قدرتمند ترین چیز یك كلمه نه حرفی است،Knowledge  (دانش) آن را به دست آور.

ضروری ترین چیز یك كلمه ده حرفی است، Confidence (اعتماد) به آن ایمان داشته باش.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اغلب ما خمیردندان ها را تنها به عنوان پاک کننده دندان ها می شناسیم؛ اما این تنها کاربرد آنها نیست. خمیردندان ها برای بسیاری از اشیا نقش یک پاک کننده یا جلا دهنده قوی را بازی می کنند. البته اینجا صحبت از خمیردندان هایی نیست که به شکل ژل هستند؛ بلکه صحبت در خصوص نوع سفید رنگ آن است.

بد نیست بدانید که برای هر کدام از کاربردهای زیر که از مسواک برای تمیز کردن چیزی صحبت شده است، بهتر است مسواکی را جداگانه در نظر بگیرید. البته می توانید مسواک های مستعملی که دیگر استفاده نمی کنید را به کار ببرید. در ادامه نکته هایی در خصوص استفاده از خمیردندان را مطالعه کنید.

 
دست های خود را خوشبو کنید
باقی ماندن رایحه نامطبوعی که به واسطه خرد کردن سیر یا پیاز، تمیز کردن ماهی و بر روی دست ها، برای بسیاری از ما ناخوشایند است. راه حل فوری، شستشوی دست ها با خمیردندان است.

 جواهرات را جلا دهید
تنها با استفاده از یک مسواک نرم، یک پارچه لطیف و مقداری خمیردندان می توانید جواهرات خود را جان و جلایی تازه دهید. کافی است بخش های فلزی جواهرها را با استفاده از مسواک و خمیردندان شستشو داده و سپس با استفاده از یک پارچه نرم، پاک کرده و صیقل دهید. توجه به این نکته حائز اهمیت است که نباید به منظور حل کردن خمیردندان، جواهر را داخل آب بگذارید. همچنین مراقب مروارید ها باشید. خمیردندان می تواند به سطح خارجی مروارید صدمه وارد کند.

 نقاشی های روی دیوار را پاک کنید
خمیردندان برای پاک کردن نقاشی های روی دیوارهای رنگ شده نیز کاربرد دارد. برای پاک سازی خطوط رنگی از دیوار، اندکی خمیردندان بر روی یک اسفنج مرطوب ریخته و دیوار را به آرامی با آن پاک کنید.

 از خاصیت ضد بخار خمیردندان استفاده کنید
استفاده از خمیردندان برای جلوگیری از بخار گرفتن شیشه عینک ایده آل است. مقداری خمیردندان را به آرامی داخل شیشه (عینک شنا، ماسک غواصی، شیشه کلاه یا عینک موتور سیکلت و  بمالید و سپس آن را به حدی که آثار سفید رنگ خمیردندان محو شوند، شستشو دهید.

 خمیردندان را برای پاکسازی جای جوش ها بکار ببرید
برای رفع اثر جوش های صورت، قبل از خواب، روی جوش ها را به آرامی با خمیردندان بپوشانید و صبح هنگام، صورت تان را بشوئید. از این تکنیک می توانید برای پاکسازی اثر گزش حشرات نیز استفاده کنید.

 ناخن ها را برق بیاندازید
خمیردندان برای بهداشت و البته درخشش ناخن ها نیز کاربرد دارد. تنها یک مسواک نرم و مقداری خمیردندان نیاز است تا از ناخن های خود، نمونه هایی قوی، سالم و براق بسازید.

 بطری شیر بچه را بشوئید
برای شستشوی بطری شیر بچه ها، می توانید علاوه بر تمیز کننده های معمولی از خمیردندان نیز استفاده کنید تا آن را از بوی شیری که از قبل در آن باقی مانده به طور کامل پاکیزه نمایید. توجه داشته باشید که دقت در شستشوی بطری و پاکسازی کامل آن از اثرات خمیردندان از اهمیت بسیاری برخوردار است.

 اثرات کف صابون را پاک کنید
شیشه حمام را با یک اسفنج نم دار و مقداری خمیردندان، تمیز کنید. در صورتی که اثر کف ها پاک نمی شود، پس از مالیدن مقداری خمیردندان، چند دقیقه صبر کنید و سپس آن را تمیز نمایید.

 شیر دستشویی را برق بیاندازید
با استفاده از مقداری خمیردندان و یک اسفنج یا اسکاچ، به راحتی می توانید لکه های آب و کف را که بر روی شیر دستشویی باقی مانده و پاک نمی شوند را بزدایید.

 لکه های آب و نوشابه را پاک کنید
اگر شما هم نسبت به باقی ماندن لکه های نوشیدنی بر روی زمین یا میز چوبی و حساسیت دارید، کافیست از مقداری خمیردندان به همراه یک پارچه نرم برای محو کردن شان کمک بگیرید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 13 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی

شاید ما به سرعت از بچگی مون دور شدیم
کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛
حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکی
کاش دلامون به بزرگی بچگی بود
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلب ها در چهره بود
حالا اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمه و ما به همین سکوت دل خوش کرده ایم
اما یک سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی رو که یک نفر بفهمه بهتر از هزار فریادیست که هیچ کس نفهمه
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد داره
دنیا رو ببین !
بچه بودیم بارون همیشه از آسمون می اومد؛
حالا بارون از چشمامون میاد!
بچه بودیم همه چشم های خیسمون رو می دیدند؛
بزرگ شدیم هیچ کس نمی بینه
بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛
بزرگ شدیم توی خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست؛
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
بچه بودیم همه رو به اندازه 10 تا دوست داشتیم؛
بزرگ که شدیم بعضی ها رو اصلا دوست نداریم، بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت.
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم، همه یکسان بودند؛
بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه.
کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم.
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد یادمون می رفت؛
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها یادمون میمونه و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم؛
بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخ هم سرگرممون نمی کنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یک چیز کوچیک بود؛
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست
بچه بودیم درد دلها رو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدند؛
بزرگ شدیم درد دل رو به صد زبان می گیم... هیچ کس نمی فهمه
بچه که بودیم تو بازی هامون همه اش ادای بزرگترها رو در می آوردیم؛
بزرگ که شدیم همه اش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی
بچه که بودیم بچه بودیم؛
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم !
ای کاش بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامه می یافت ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 12 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی
خدایم، یاور تمام لحظه هایم! یاریم کن تا امسالم را با ایمان، توکل، تلاش،اعمال نیک و نیکی به بندگانت آراسته کنم و در پایان سال که تقویم یک ساله عمرم را مرور می کنم خطاها یا سستی و کوتاهی در وظایفم آن قدر سنگین نباشد که در برابرت رو سفید نباشم.

خالق صبور من!  مثل همیشه با من باش؛ در تمام لحظه های زیبا

و سخت امسال. مگذار شادی هایش از خود بی خودم کند یا

سختی هایش پشت ایمان و امیدم را بشکند.

آرام جانم! در این دنیا که عرصه و میدان محک من است هرگز مگذار

احساس کنم دست هایم را رها کرده ای؛ می دانم

زندگیم فرصت تلاش من برای یافتن جایگاهم در سرای ابدیست

اما اگر تمام دنیا از آن من باشد بازهم لحظه ای از مهربانی و لطف و

بخشندگیت بی نیاز نخواهم بود.

پروردگار یگانه ی من! کمکم کن تا برای تو بهترین بنده باشم

و درحق  بندگانت که جانشینان تو بر روی زمینند، عمداً یا سهواً

ظلمی روا ندارم که نتوانم حقش را ادا کنم.

زیبای زیبا آفرینم! برای خودم، خانواده ام، دوستانم و تمام انسان های

روی زمین یکسال پر از زیبایی آرزو می کنم. باشد که همه ی بندگانت

در کنار هم با صفا و صمیمیت و در کمال سلامت و نشاط با صلح و امنیت

زندگی کنند و در هیچ کجای دنیا فقر و گرسنگی، جنگ و نا امنی، فساد و

ناپاکی و مخصوصا بی ایمانی سایه نگستراند...   آمین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی
نسخه مناسب چاپارسال به دوستان

شاید امروز...

همه ی دارائی مان را می گذاریم برای روز مبادا!

زبان خوشمان، محبت كردنمان، دل كسی را خوش كردن یا حداقل دل كسی را نشكستن؛

غافل از این كه شاید امروز، همان روز مبادا باشد و فردایش اگر تمام زندگیمان را هم بدهیم،

كار آن یك جمله ی گرم و صمیمانه ی دیروز  را نكند.

اصلا شاید فردا كه بیدار شدیم روز آخر باشد و تمام عشقی كه خداوند از وجود خودش در

نهادمان گذاشته بود را دست نخورده برگردانیم و با

شرمندگی در نامه ی اعمالمان بخوانیم: "دانه های گندم عشق را در دنیا نكاشت تا دنیا را پر از محبت كند"

و حالا مشتمان را كه در تمام عمر محكم بسته بودیم،  باز می كنند و دانه های گندیده

 را جلو چشمانمان دور می ریزند...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 31 فروردین 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی

مثل باران دم صبح لطافت داری

مهر می ورزی و در مهر مهارت داری

چه قشنگ است که در سابقه ات ثبت شده

به ولخرجی در عاطفه عادت داری

مادرم روزت مبارک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 فروردین 1393 :: نویسنده : سكینه سنگین آبادی

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی

دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن

لحظات شانه های توکجا بود ؟

گفت: عزیز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر

من تکیه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکردهام که تو این گونه هستی . من همچون

عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم : پس چرا راضی شدی من برایآن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟

گفت : عزیزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می

کند ،اشک هایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور

باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنها این گونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟

گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو هرگز گوش

نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیز از هر چه هست از این راه نرو که به

ناکجا آباد هم نخواهی رسید.

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ،

بارها گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده ی من بودی

چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها این گونه شد که صدایم کردی.

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت : اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز

گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من می دانستم تو بعد از علاج درد

بر خدا گفتن اصرار نمی کنی و گر نه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم : مهربان ترین خدا ، دوست دارمت...

گفت : عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سكینه سنگین آبادی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

فال حافظ





آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر