تبلیغات
دل نوشته های یك معلم - ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند
دل نوشته های یك معلم
ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است ... ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام

لابنـهِ الحسنِ علیه‏السلام : واكْفُـفْ علَیهِنَّ مِن أبْصارِهِنَّ بحَجْبِكَ إیّاهُنَّ ، فإنَّ شِدَّةَ الحِجابِ خَیرٌ لكَ ولَهُنَّ ، ولَیس خُروجُهُنَّ بأشَدَّ مِن إدْخالِكَ مَن لا یُوثَقُ بهِ علَیهِنَّ ، وإنِ اسْتَطَعْتَ أنْ لا یَعْرِفْنَ غَیرَكَ فافْعَلْ .

امام على علیه‏السلام

- به فرزندش حسن علیه‏السلام- : براى این كه دیده‏شان به نامحرمان نیفتد آنها (زنان) را در پرده نگه دار ؛ زیرا هر چه بیشتر در پرده باشند براى تو و آنها بهتر است و بیرون رفتن آنها بدتر از این نیست كه اشخاص نامطمئن بر آنان وارد كنى . اگر توانى كارى كنى كه مردى جز تو را نشناسند این كار را بكن .

تحف العقول :86 وفی بعض النسخ : «بحجابك» بدل «بحجبك»

منتخب میزان الحكمة : فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاببیش‏تر ایجاد میشه یا با عدم رعایت آن؟ فردی که مدام نگران زیبایى خودشه وبیش‏تر در جهت معرفی اندامش تلاش می کنه، بهتر مى‏تونه قابلیت‏های خودش را بشناسه وبه فعلیت برسونه یا فردی که اندیشمند باشه و اهداف بزرگی توی سرش داشته باشه؟ آیا توجّه به نیازهاى جسمانى وسطحى به انسان امکان رشد مى‏ده یا توجّه به نیازهاى عالى و مخصوص انسان‏ها؟ آیاغرق شدن در خود نمایى و جلب توجّه دیگران مسیر منتهى به خود شناسی است؟ فردی که زندگى‏اش تحت کنترل خودش نیست، در شناخت هویت خودشدچار مشکله چه رسد به آن که هویّتش را هم به کمال برسونه. چون سلیقه وخواست دیگران در زندگى‏اش تأثیر مى‏گذاره و آنطور زندگى مى‏کنه که دیگران مى‏پسندند،نه آنطور که خودش مى‏پسندد.

شخص بى‏حجاب در فکر نمایش خود و زیبایى اش است. کسى که با نمایش زیبایى خود و انتخاب پوششى ویژه در اندیشه جلب نظردیگران به سر مى‏برد، در حقیقت مى‏خواهد با تکیه بر جذابیت‏هاى ظاهرى و نهاصالت‏ها و ارزش‏هاى متعالى خود، جایى در جامعه پیدا کنه. حالا یا با انتخاب رنگ های جیغ برای مانتو باشه، یا با عمل های مختلف بینی باشه، یا با گذاشتن گونه باشه، یا با کوتاه و تنگ کردن بیش از حد مانتو و روسری باشه، یا برای مردان با بیرون انداختن بازوهای درشتش باشه، یا با باز گذاشتن دکمه ی پیراهنش باشه، یا با مدل های عجیب مو و ریش باشه؛ در واقع اینجوریاعلام مى‏کنه چیزیکه براش اصله و اهمیّت داره، «زن بودن» یا «مرد بودن» ‌هست نه انسانیت واندیشه و تفکر و لیاقت و کارآیى‏اش. این فرد قبل از همه اسیر خودشه و مثل مغازه‏دارىهست که دائم در فکر تزیین ظاهر و تغییر دکور مغازه است و فرصتفکر کردن به آرزوهاى بزرگ‏تر را پیدا نمی کنه.

دکتر روانشناسی میگفت تحقیقات نشان میده توی جوامعی که تحصیلات اختیاری هست هرچی تحصیلات بالا میره، ویژگی های زنانه یا مردانه کمتر میشه، مثلا خانم هایی که توی این جوامع تحصیل کرده تر هستند کمتر آرایش می کنن، لباس های ساده تری می پوشن، تجملات کمتری رو دارن، کارای مردانه ی بیشتری رو سعی می کنن یاد بگیرن، توی محیط های رقابتی شرکت می کنن؛ و آقایانی که تحصیل کرده تر هستند احساسات لطیف تری دارن و حتی شعر دوست دارن و از انجام دادن کارای خونه ابای خاصی ندارن، و به هر حال این تحصیلات یا سطح اجتماعی بالاتر کمک میکنه که فرد ویژگی ها و رفتارهای جنسیت مخالف خودش رو به شکل جامعه پسندانه داشته باشه نه بیمار گونه ! کافیه توی دانشگاهتون وضعیت ظاهری و پوشش دانشجوهای دکترا رو با دانشجو های کارشناسی و کاردانی مقایسه کنید. تا حدودی میاد دستتون که چه ارتباطی بین شخصیت و تحصیلات و ظاهر افراد وجود داره.

آیا حجاب برتر یعنی چادر؟

آیا در قرآن آیه ای وجود دارد که بر چادر به عنوان حجاب برتر دلالت کند؟

در پاسخ باید گفت: در آیه 31 از سوره نور، خداوند به زنان مسلمان دستور می دهد که پوششهای خود را بر روی گریبان هایشان بیاندازند.[1] " خمر" که در این آیه آمده است به معنای «لباسی است که زن با آن، سر و سینه خودش را بپوشاند»[2]. که ظاهرا چیزی شبیه مقنعه یا بزرگتر از آن است.

در آیه 33 سورۀ احزاب خداوند نیز می فرماید:

« اى پیامبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه چادر خود را بر خود فرو پوشند. این مناسب‏تر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند. و خدا آمرزنده و مهربان است.»[3]

براى جلباب که در این آیه آمده است، دو معنا ذكر شده است:

1- پوششى كه سر و گردن و بالاتنه را مى‏پوشاند (مقنعه).

2- چیزى كه تمام بدن را بپوشاند (چادر).[4]

اگر كسى بتواند به شكل صحیح از چادر استفاده كند، مسلماً چادر حجاب برتر است زیرا حكمت‏هاى حجاب در چادر بیشتر یافت مى‏شود، گرچه پوشیدن چادر واجب نیست. حجاب منحصر در چادر و حتى مانتو نیست، بلكه هر لباسى كه غیر از وجه و كفین (دست‏ها تا مچ) را بپوشاند و موجب تحریك و جلب توجه نامحرم نگردد كافى است ولى باید توجه داشت كه همان طور كه بقیه واجبات داراى مراتب مختلفى مى‏باشند حجاب نیز داراى مراتب خوب، متوسط و خوب‏تر است و چادر حجاب برتر بانوان محسوب مى‏گردد.

_________________

[1] وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِن‏.

[2] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج3، ص 127.

[3] یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ.

[4] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج1، ص 272.

حفظ چادر در سرای اقتدار

دختران راهست تاج افتخار

حفظ چادر،حفظ دین ومذهب است

شیوه زهراودرس زینب است

حفظ چادرنص قرآن مجید

قفل جنت رابود تنها کلید

حفظ چادرسدفحشا میشود

روسفیدی نزد زهرا می شود

هدف از حجاب و پوشش حفظ حرمت، عفت و وقار زن مسلمان و نگهداری او از آزار و اذیت آزمندان بیماردل است چنان که خداوند در قرآن کریم میفرماید: "یا اَیُّها النَّبی قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِسأِ المُؤمِنینَ یُدْنین عَلَیْهِنَّ مِن جَلابیبِهنَّ ذلکَ أدنی أنْ یُعرَفْنَ فَلایُؤَذیْنَ"{1} «ای پیامبر، به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر بپوشند که این کار برای آن است که (به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس‏رانان) آزار نکشند.» در آیه دیگر هدف از پوشش را پرهیز از تبرج و جلوه‏گری خانمها معرفی فرموده است، زیرا خودآرایی و جلوه‏گری زنان موجب فساد و تباهی جامعه میشود. "وَ لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَِّْ الأولی"{2} «مانند دوران جاهلیت پیشین خودآرایی و آرایش نکنید.» درباره همسران پیامبر(ص) دستور داده است که هرگاه از همسران پیامبر متاعی را درخواست میکنید از پس پرده طلب نمایید زیرا حجاب برای آن است که دلهای شما و آنان پاکیزه بماند و این بهتر است/ "فَاسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرأِ حِجابٍ ذلِکُمْ أطْهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ"{3} از این آیات به دست میآید که هدف از حجاب پاکی دلها، جامعه و مصونیت زن و جلوگیری از کامیابی رایگان مرد از هر زنی است/ سخن در این است که برای رسیدن به این اهداف و ارزشهای مقدس از چه نوع پوششی استفاده شود.

منابع:

[1].- احزاب، آیه 59

[2].- همان، آیه (س)

[3].- همان، آیه (س)5 موضوع: اسلام و مشکلات ازدواج

بدحجابی چه تاثیری بر حقوق شهروندان دارد؟

پوشش در ایران پدیده نوظهوری نیست. لباس ایرانیان باستان یکی از نشانه های عظمت و شکوه تمدن آن ها بوده است و به گفته مورخان زنان در ایران نیز جامه هایی بس باشکوه داشتند. درگذر سالیان دراز و پس از ظهور اسلام، ایرانیان دین اسلام را از جان و دل پذیرفتند و به دستورات آن گردن نهادند و پس از سایه گستر شدن دین اسلام بر زندگی ایرانیان، هر چیز معنای دیگری یافت و پوشش نیز همانند دیگر جنبه های زندگی آنان متاثر از دستورات اسلامی شد. احکام اسلامی که همانند شیره ای گوارا در کام ایرانیان ریخته شده بود، با ظهور و سقوط حکومت های خودکامه در کشور و استبداد حاکمان زورگو، نه تنها ذوب نشد بلکه در صدر فهرست زندگی ایرانیان جاخوش کرد.

به این ترتیب زنان باتکیه بر ارزش های وام گرفته از شریعت و به پشتوانه ارزش های اسلامی بر حضور خود در اجتماع اصرار ورزیدند. تقاضای آنان و نیاز جامعه به وجود زنان در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی راه توسعه اسلامی و انسانی ایران را هموارتر کرد و روز به روز آثار مثبت حضور آنان در جامعه بیشتر هویدا شد.زنان ایرانی که نجابت، قداست، پاکدامنی و حجاب را از نیاکان خود به نیکی وام گرفته اند، در سال های حضور خود در جامعه با پشت سر گذاشتن بسیاری از محدودیت ها و تنگناها توانستند به مرزهای دست نیافتنی برسند و دوشادوش مردان در توسعه و پیشرفت ایران آباد و آزاد بکوشند.

با این پشتوانه اسلامی- ایرانی گمان می رفت که مسائل زنان در بسیاری از حوزه های اجتماعی و فرهنگی حل شده باشد. اما به اذعان بسیاری از کارشناسان هنوز مسئله پوشش، یکی از مسائل بزرگ جامعه ما محسوب می شود و بدحجابی معضلی است که نه فقط جامعه زنان بلکه کل جامعه و حتی جامعه مردان را نیز به خود مشغول کرده است و آسیب های ناشی از پوشش نامناسب، گریبانگیر این قشر از جامعه نیز شده است. در این باره با دکتر شکوفه گل خو رئیس پژوهشکده زنان به گفت وگو پرداختیم. وی درباره پوشش گفت: کتاب های زیادی درباره پوشش نوشته شده است و سال گذشته دفتر نهاد رهبری کتابی به نام «ریحانه» منتشر کرد که تاریخچه پوشش زنان در ٢ هزار سال قبل و در طول تاریخ را بررسی کرده است.

در دوران امپراتوری عظیم روم و ایران پوشش وجود داشته است و طبق آثاری که هم اکنون در موزه های مختلف از جمله موزه سوریه وجود دارد، مشاهده می شود که زنان خاندان سلطنتی حریری را به عنوان پوشش روی سر قرار می داده اند که تشخص و اعتباری خاص به آن ها می بخشیده است. آن ها به دلیل حرمتی که داشته اند پوشش متفاوتی از مردان به کار می بردند. هم چنین در ادیان مختلف پوشش مردان و زنان متفاوت بوده است. به این ترتیب مشخص می شود پوشش برای حرمت گذاردن به زن و قداست بخشیدن به او ریشه در تاریخ دارد و مختص دین اسلام نیست. البته حد و مرز پوشش برای زن نخستین بار در اسلام ارائه شد و در آیه های ٣٠ و ٣١ سوره نور دقیقا این موضوع مشخص شده است.نکته ظریف این جاست که اسلام با قراردادن حدومرز پوشش زن، در واقع اجازه ورود او را به جامعه صادر کرده است. قرآن همواره خطاب به جامعه مسلمانان از کلمه «مومنین» و «مومنات» استفاده می کند که این نشان می دهد که زن پابه پای مرد در جامعه حضور دارد اما با توجه به حدومرزی که برای او تعیین شده است. از سوی دیگر روح تمام دستورات دینی، یکی است و همگی براساس فطرت انسان ارائه شده است. طبق این تعریف پوشش فقط برای اعتلای شخصیت زن و مرد ارائه شده است. هم چنان که به مردان هم توصیه شده است که چطور لباس بپوشند یا نگاه خود را فرو ببندند. قوانین اسلامی جز برای سلامت روانی و اجتماعی مردم وضع نشده است.دکتر گل خو درباره علت تفاوت پوشش مردان و زنان گفت: این تفاوت منبعث از ساختار فیزیولوژیک زن و مرد است. از آن جا که فیزیولوژیک زن و مرد با هم متفاوت است پوشش آن ها هم متفاوت است. شما نمی توانید برای ٢ جنس متفاوت یک نسخه بدهید.

مردان به دلیل فیزیولوژی بدن از نگاه بیشتر تحریک می شوند و به همین دلیل زنان باید بیشتر خود را بپوشانند و از آن طرف به مردان توصیه می شود مراقب نگاه خود باشند. این تفاوت نشان می دهد ساختار جسمی آن ها تا چه حد متفاوت است و رفتارها و پوشش آن ها هم در اجتماع باید از این امر تبعیت کند. در واقع این دستورات ضامن سلامت اجتماعی است. به گفته وی اصل فلسفه پوشش بر این مبنا قرار می گیرد و مسائلی نظیر مد اسلامی و رنگ پوشش و غیره فرع قضیه است. اگر اصل این نظریه و صورت منطقی به جوانان تفهیم شود، بسیاری از مسائل حل می شود. اصول منطقی پوشش در صورت جاافتادن در جامعه نیاز به مداخله و مباحثه و غیره ندارد و درست مثل این است که بخواهیم درباره «بد بودن دزدی» سمینار بگذاریم! در تمام جوامع، حد و حدود حقوق اجتماعی دیگران قابل تعرض نیست و در جامعه اسلامی نیز یک خانم با پوشش نامناسب، آرامش روحی و روانی برادران دینی خود را بر هم می زند و این تعرض به حقوق اجتماعی آن هاست. در همین حال برخی خانم ها ادعا می کنند حقوق اجتماعی آن ها نادیده گرفته می شود، درحالی که این حقوق اجتماعی آقایان است که توسط خانم های بدپوشش مورد تعرض قرار می گیرد.به گفته وی خانمی که با هر پوششی در جامعه حاضر می شود فقط به خودش فکر می کند و جوان دیگری را دچار تضاد روحی، روانی می کند و آرامش فکری و روحی او را برهم می زند.همان طور که وقتی در یک کتابخانه آرامش حاکم بر محیط را برهم می زند و دیگران برای خود حق اعتراض قائل می شوند، در صحنه اجتماع نیز باید نسبت به برهم زنندگان آرامش روانی و فکری جامعه که زنان بدپوشش هستند، اعتراض صورت بگیرد.

حجاب تکلیف زن است یا حق او ؟

«وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ ...; (نور، 31)

و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را ]از نگاه هوس آلود[ فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است، آشكار ننمایند و ]اطراف [روسری های خود را بر سینه خود افكنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[ و زینت خود را آشكار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و ...».

به اعتقاد شما علت پیدایش حجاب در دین ما چه چیزی بوده است؟

برخی می گویند : میل به ریاضت و رهبانیت علت پیدایش حجاب بوده است . برخی معتقدند حجاب به خاطر حفظ امنیت زنان در جامعه ایجاد شده است. گروهی حس حسادت در مردان را در پیدایش حجاب موثر می دانند و عده ای دیگر ویژگی های زنانه و ضعف جنس زن را علتی برای قانون حجاب دانشته اند. اما نظر اسلام چیست؟ آیا دینی که کامل ترین دین است و می تواند پاسخگوی کلیه ی نیاز های افراد در تمام زمان ها و مکان ها باشد ، می تواند قانونی مانند حجاب را تنها به یکی از این دلایل وضع کند؟

به نظر شما رعایت حجاب چه فوایدی برای خود فرد و جامعه دارد؟

بعد از بررسی علت پیدایش حجاب ، فواید آن را بررسی می کنیم از جمله آرامش روانی زن ، استحکام پیوند خانوادگی ،ارزش گذاری به وجود زن و.....

پاسخ شما به گفته ی« در کجای قرآن حجاب به این صورت که امروز می گویند ، مطرح شده است» چیست؟

ایرادها و اشکال هایی که منتقدان حجاب زنان مطرح می کنند را بیان می کنیم و به تک تک آن ها پاسخ می دهیم.از جمله: حجاب کاری بی منطق است . حجاب حق آزادی را از زنان سلب می کند. حجاب باعث افزایش التهاب در جامعه می شود ، حجاب باعث مرد سالاری است و ...

به اعتقاد شما چادر پوشش برتر است؟

بررسی انواع حجابی که در قرآن معرفی شده است و حجاب حداقلی و حداکثری . تغییراتی که بنا بر اقتضای زمان و مکان در نوع پوشش می توان داد...

شما فکر می کنید که رعایت حجاب تنها مخصوص خانم هاست ؟

توضیح و تبیین حجاب گفتار ،حجاب چشم ،حجاب در رفتار و همچنین حدود رعایت حجاب توسط آقایان.

عفاف؛ گوهر ارتباطات انسانی

عفاف، نظام ارتباط انسانی

عفاف مجموعه دستوراتی است که نظام روابط بشر را براساس کرامت انسانی بنا می کند. به دستورات دین توجه بفرمایید:

- پوشش مناسب

- کنترل نگاه

- عدم شوخی و صحبت های بی جا بین نامحرمان

- عدم نازکی صدای زن در رابطه با نامحرم

- راه رفتن زن همراه با وقار و طمأنینه

- عدم نمایش زینت زنانه در جامعه

- عدم استفاده از عطر زنانه در برخورد با نامحرم

- عدم شنیدن موسیقی های شهوت انگیز

- کسب اجازه در ورود به خلوت دیگری

- اجتناب از خلوت با نامحرم

- عدم اختلاط نامحرمان در مکان های عمومی

از آنجا که زن از ظرافت‌ها و زیبایی های درونی خاصی برخوردار است، همواره مطلوب و مورد توجه مرد بوده است و از سوی دیگر غریزه خودنمایی و جلوه گری در زنان، کشش خاصی بین این دو برقرار می نماید. با توجه به این مسائل، اسلام برای تعدیل این کشش و روابط بین زن و مرد حجاب را به زن مسلمان توصیه می کند، تا فضای جامعه پاک و پیراسته از هر گونه عامل تحریک زا باشد. جواز کشف حجاب در مقابل مرد تازه محرم، این غریزه را جهت می دهد که خودآرایی زن مختص به شوهر باشد و منع آن در برابر نامحرم، این غریزه را کنترل می سازد و از مرز شکنی جلوگیری می کند.

حضرت علی علیه السلام پوشش را مهمترین عامل تعدیل حس زیبایی دوستی و خودنمایی دانسته و می فرمایند: «زکات الجمال العفاف» (تمیمی، 1366، ج4 ص105) زکات زیبایی عفاف است. البته تنها با پوشش زنان در قالب چادر نمی توان ادّعای عفاف کرد، زیرا ممکن است این نیز حجابی باشد برای بی عفتی، به عبارت دیگر بیش از آنکه تن زن، مرد را به سوی خود دعوت کند، کردار و گفتار وی تحریک کننده است، و حرکات او را، نگاه های او را، و... حجابی دیگر احتیاج دارد که عفاف مستلزم آن است .

اگر چه حجاب شرط لازم برای رسیدن به عفاف است اما کافی نمی باشد و بایستی با ابعاد دیگر عفاف همگام شود. بنابراین زن موظف است که غرایزش را تحت کنترل در آورد و سپس تن خویش را در حجاب کامل بگیرد، زیرا این نفسانیت زن است که مرد را به سوی خویش می کشد و حجاب تن هیچ مانعی برای چنین کششی نخواهد بود و این تسلط بر نفسانیت در حد اعتدال همان عفاف است.

در هم تنیدگی این دو آنقدر زیاد است که بدون یکدیگر معنای خود را از دست می دهند، در حقیقت می توان گفت، حجاب بدون عفت صدفی است بدون مروارید.

زن در قبال رعایت حجاب علاوه بر اعلام عفت خود ،عفت جامعه را نیز تضمین می‌نماید، همان گونه که خدای متعال پس از امر به درست پوشیدن چادر می فرمایند: « ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ»(احزاب/59) این کار برای اینکه (به عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند، بهتر است. بنابراین رعایت حجاب بهترین راه اعلام عفت است و ثمره آن امنیت جنسی می باشد، همان امنیتی که امروزه حلقه مفقوده‌ای در جوامع غربی است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سكینه سنگین آبادی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

فال حافظ





آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر